خرید بک لینک


فتنه هاي آخرالزمان چنان حق و باطل را ممزوج خواهند کرد که تنها کساني مي توانند از آنها به سلامت عبور کنند که داراي بصيرت و استقامت باشند. بصيرت بنا به فرمايش مقام معظم رهبري در دوسطح تعريف مي شود: سطح زيرين آن داشتن نگاه توحيدي است که موجب داشتن هدف الهي و تلاش خستگي ناپذير در راه آن گشته و در حقيقت زمينه همه تلاش ها و مبارزات انساني در جامعه خواهد بود. 

و سطح ديگر آن در حوادث زندگي خودنمايي خواهد کرد، به اين شکل که براي اينکه انسان در حوادث زندگي دچار بي بصيرتي نشود، بايد پيرامون آنها تدبر کند و از آنها به شکل سطحي و عاميانه عبور نکند و با اين سنجش بصيرت پيدا کند، چنانکه اميرالمومنين علي(عليه السلام) مي فرمايد: "فإنَّمَا البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَکَّرَ و نَظَرَ فَأبصَرَ"(1)و به دنبال اين بصيرت صبر و ايستادگي تا تحقق اهداف، لازم و اساس کار است و الا يک وزنه سنگين را آدم ضعيفي هم ممکن است، بردارد و يک لحظه سر دست بلند کند؛ ليکن نمي تواند نگه دارد و آن را مي اندازد.


فتنه هاي آخرالزّمان و راه هاي رهايي از آن


فتنه انگيزي ميان مسلمانان حرام، بلکه از گناهان کبيره است؛ از اين رو، نمّامي و سخن چيني از اين جهت که موجب فتنه انگيزي مي شود از گناهان کبيره برشمرده شده است. ليکن ايجاد فتنه و اختلاف ميان مشرکان براي تضعيف آنان و تقويت جبهه حق جايز است؛ بلکه برخي آن را بر حسب مصلحت و ضرورت، مستحب يا واجب دانسته اند.(2)

معناي فتنه

فتنه را در لغت، امتحان و آزمودن معنا کرده اند.(3) اين واژه معمولاً درباره آن دسته از امتحاناتي به کار برده مي شود که با تلخي و سختي همراه است.(4)

در «قرآن کريم»، اين واژه براي همين معنا،(5) بستن راه و بازگرداندن از مسير حق،(6) شرک و کفر،(7) افتادن در معاصي و نفاق،(8) اشتباه گرفتن و تشخيص ندادن حق از باطل،(9) گمراهي،(10) کشتار و اسارت،(11) تفرقه و اختلاف ميان مردم(12) و ... به کار رفته است.

صحابه و تابعين با تفاوت آراءشان روايات متعددي را نقل نموده اند که پيامبر اکرم (ص ) مردم را از فتنه و آشوب هاي بعد از خود برحذر داشته است. و در ميان صحابه، حذيف? بن يمان در علم و آگاهي به روايات فتنه ها معروف بوده، زيرا وي در پرستش نمودن از پيامبر (ص ) درباره آشوب ها و حفظ آن روايات اهتمام مي ورزيد. از اين رو بسياري از رويات مربوط به فتنه ها را در منابعي مي يابيم که با ذکر سند و نسبت به حذيفه از پيامبر (ص ) و يا از اميرمؤمنان علي (ع ) نقل شده، زيرا حذيفه از ياران خاص آن حضرت نيز بوده است.(13)

حضرت علي(ع)، منشأ فتنه ها را چنين بيان نموده اند:
«همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پيروي از هواي نفس و آرزوي طولاني، امّا پيروي از هواي نفس از حق باز مي‏ دارد و امّا آرزوي دراز، آخرت را در طاق نسيان مي‏ نهد. همانا دنيا، پشت كنان، كوچ كرده و مي‏ رود و آخرت، كوچ كرده و به سوي ما مي‏ آيد و هر كدام را فرزنداني است. پس شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد؛ زيرا امروز كار هست و محاسبه نيست و فردا محاسبه هست و كار نيست و همان فتنه‏ ها و آشوب‏ ها از هواپرستي آغاز مي‏شود و از احكام بدعت و خود پرداخته، شروع مي ‏گردد. در اين احكام خود پرداخته با خدا مخالفت مي‏ شود و مرداني در عهده دار شدن آنها، به جاي مرداني ديگر مي‏ نشينند.

اگر حق خالص در ميان بود، اختلاف به چشم نمي‏ خورد و اگر باطل محض در ميان بود، بر هيچ خردمندي پوشيده نمي ‏ماند؛ ليكن مشتي از حق و مشتي از باطل برگرفته شده و با هم آميخته گرديده و اينجاست كه شيطان به دوست داران خود چيره مي ‏گردد و كساني رهايي مي‏ يابند كه از طرف خداوند، عاقبت نيكي براي آنها رقم خورده باشد.

اميرالمومنين(ع)در نقلي از رسول خدا(ص) مي‏ فرمايد:
«چگونه خواهيد بود، زماني كه فتنه ‏اي شما را در برگيرد كه در آن كودكان بيش از آن به نظر مي‏ رسند كه هستند [سنّ و سالشان بيشتر به نظر مي‏ رسد] و جوانان به پيري مي‏ رسند. مردم به كژراهه مي ‏روند و آن را چونان سنّت خويش مي‏ گزينند و هر گاه بخشي از آن به روش درست تبديل گردد، گفته مي‏ شود سنّت دگرگون شده است و اين در نظر مردم كاري زشت آيد و در پي آن، بلايا شدّت يابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بكوبد؛ چنان كه آتش هيزم را مي‏ كوبد و آسياب طعمه خود را. آنها دين مي‏ آموزند؛ امّا نه براي خدا و دانش مي‏ جويند؛ امّا نه براي عمل و به وسيله كار آخرت، دنيا را مي ‏طلبند.»(14)

مصاديق فتنه ها
حضرت امير(ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند:
براي امتم بيش از هر چيز از گمراهي پس از معرفت، فتنه هاي گمراه کننده و شهوت، شکم و فرج بيمناکم.(15)

در بيانات آن حضرت، صحبت از فتنه فراگيري است که در آخرالزّمان، ميان تمام مسلمانان رخ مي دهد که تا زمان ظهور ادامه مي يابد.

اميرالمومنين(ع)در نقل ديگري از رسول خدا(ص) مي‏ فرمايد:
«جبرئيل به نزدم آمد و گفت: يا محمّد! به زودي در امّتت فتنه به پا خواهد شد. پرسيدم: چگونه از آن مي توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا خبر پيشينيان و آنها که پس از شما مي آيند و حکم (آنچه) ما بين شما (رخ مي دهد) آمده است. فاصل ميان حقّ و باطل است و هزل نيست، هر ستم کاري که بدان عمل نکند، خداوند او را در هم مي شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدايت باشد، خداوند گمراهش خواهد ساخت. ريسمان محکم الهي و ذکر حکيم و صراط مستقيم است.»(16)

در ديگر روايات حضرت امير(ع)، دسته نجات يابنده را خود و شيعيانشان(17) و تمام پيروان خويش،(18) معرفي نموده اند.


فتنه هاي آخرالزّمان و راه هاي رهايي از آن


«رسول خدا(ص) به من فرمود: «شبي كه مرا به آسمان ها بردند، قصرهايي ديدم كه از ياقوت سرخ و زبرجد سبز و درّ و مرجان و طلاي خالص بود، كاه گل آنها از مشك خوشبو و خاكش از زعفران و داراي ميوه و نخل خرما و انار بود و حوريه‏ و زن هاي زيبا و نهرهاي شير و عسل كه بر روي درّ و جواهر مي‏ گذشت و در كنار آن دو نهر خيمه‏ ها و غرفه‏ هايي بنا شده بود و در آنها خدمت كارها و پسراني بودند و فرش هايش از استبرق و سندس و حرير بود و طناب هايي در آنها بود. 

گفتم: «اي حبيب من، جبرئيل! اين قصرها از آن كيست؟ و قصّه آنها چيست؟» 

جبرئيل گفت: اين قصرها و آنچه در آن است و چندين برابر آن، مخصوص شيعيان برادرت و جانشين تو، پس از تو بر امّت علي است و ايشان را در آخرالزّمان به نامي كه ديگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتي كه اين نام براي آنان زينت است؛ زيرا ايشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده ‏اند و سواد اعظم اينانند و اينها مخصوص شيعيان فرزندت حسن، پس از اوست و براي شيعيان برادرش حسين، پس از اوست و براي شيعيان فرزندش عليّ بن الحسين بعد از اوست و براي شيعيان فرزندش محمّد بن علي پس از اوست و مخصوص شيعيان فرزندش جعفر بن محمّد پس از اوست و براي شيعيان فرزندش عليّ بن الحسين بعد از اوست و براي شيعيان فرزندش محمّد بن علي بعد از او و براي شيعيان فرزندش حسن بن علي پس از او و براي شيعيان فرزندش محمّد المهدي پس از اوست. اي‏ محمّد! اينان امامان پس از تو نشانه‏ هاي هدايت و چراغ هاي روشن در تاريكي‏ ها هستند، شيعيانشان تمامي فرزندان تو هستند و دوست داران آنها پيروان حق و دوستان خدا و رسولند كه باطل را واگذارده و از آن دوري كرده ‏اند و آهنگ حق نموده و از آن پيروي كرده ‏اند، آنها را در زمان زندگي‏شان دوست داشته و پس از مرگشان زيارت كنند، درصدد ياري آنهايند و به دوستي آنها اعتماد كنند، رحمت خدا بر ايشان باد؛ زيرا او آمرزنده و مهربان است.»

شدّت اين فتنه را از آنجا مي توان دريافت که ايشان مي فرمايند:

«...اگر کسي را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل مي کشانند و به عکس.»(19)

سختي اين فتنه ها براي مؤمنان نيز از اين روايت قابل درک است که ايشان از رسول خدا(ص) نقل نمودند که فرمود:

«زماني بر مردم مي‏آيد كه دل مؤمن در نهادش آب مي ‏شود، همان طور كه سرب در آتش آب مي ‏شود و نيست سبب آن، مگر اينكه فتنه‏ ها و بدعت هايي را كه در دين آنها ظاهر گشته مشاهده مي كند و توانايي تغيير و بر طرف ساختن آنها را ندارد.»(20)

در جاي ديگر از حضرتش نقل شده که: «مؤمنان آخرالزّمان از کنيزان پست تر شمرده خواهند شد.»(21)


فتنه هاي آخرالزّمان و راه هاي رهايي از آن

آثار بروز فتنه ها در جامعه

هر چند فتنه ها سختي ها و تلخي هاي خاصّ خود را به دنبال مي آورد؛ ليکن شيريني هايي در پي آن نصيب مؤمن مي شود که شايد از هيچ راه ديگري تحصيل آنها براي مؤمن ممکن نباشد:

ـ از فتنه هاي آخرالزّمان کراهت نداشته باشيد که منافقان را نابود مي کنند.(22)

ـ در ضمن وصاياي رسول خدا(ص) به اميرمؤمنان(ع) آمده است: «اي علي! شگفت آورترين مردم از نظر ايمان و بزرگ ترين آنان از نظر يقين، مردماني باشند كه در آخرالزّمان پيامبري نديدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سياهي و سفيدي كتاب ايمان آورده ‏اند.»(23)

امام صادق(ع) فرمود:
«پس از آنكه عثمان كشته شد و با اميرالمؤمنين(ع) بيعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشريف برد و خطبه ‏اي خواند كه امام صادق(ع) آن خطبه را بيان فرمودند. حضرت امير(ع) در آن خطبه مي فرمايد: «هان كه گرفتاري شما به گرفتاري همان روز كه خداوند پيغمبرش را برانگيخت، بازگشت نموده است. سوگند به آنكه او را به حق برانگيخت، حتماً بايد گرفتار وسوسه شويد و غربال گرديد تا آنكه زيرورو شويد و بالا و پايين گرديد و حتماً بايد افرادي كه كوتاه آمده ‏اند، پيشي گيرند و آناني كه پيشي گرفته‏ اند، كوتاه بيايند. به خدا قسم هيچ نشانه‏ اي را پنهان نكرده ‏ام و هيچ دروغي نگفته ‏ام و مرا از اين مقام و چنين روز آگاهي بود.»(24)

مسلّماً هر آزموني که سخت تر باشد، بسياري نمي توانند در آن قبول شوند، در عين آنکه آن عدّه اي که توفيق و پيروزي مي يابند، تعدادي اندک بوده و جايگاهي رفيع خواهند داشت.

راه رهايي از فتنه هاي آخرالزمان

راه رهايي از اين فتنه هاي آخرالزماني در بيانات اميرمؤمنان(ع) در دو قالب عمومي و فردي قابل دسته بندي است. راه عمومي همان تمسک به قرآن و اهل بيت(ع) است. راه فردي که به برخي از صحابه توصيه مي شده ـ الزاماً شامل همگان نبوده ـ سکوت، قعود و... است.

روايت مربوط به تمسک به قرآن را پيش از اين مرور کرديم.(25) دربارة تمسک به اهل بيت(ع)، روايات متعددي از اميرمؤمنان(ع) نقل شده که با توجه به جامعيت روايت ذيل و دربرداشتن راه تحقق آن، از بيان ديگر موارد خودداري و به نقل همين مورد اکتفا مي کنيم.(26)


فتنه هاي آخرالزّمان و راه هاي رهايي از آن


امير مؤمنان(ع) در ضمن خطبه اي بلند راه هايي را براي رهايي از فتنه ها و مصون ماندن از عذاب الهي که فرجام فرو افتادگان در آنهاست فراروي مؤمنان نهادند. در اينجا به مناسبت، به فرازهايي از اين سخن گران سنگ توجه مي کنيم:

من و رسول خدا(ص) بر لب حوض هستيم و خاندان ما با ما هستند پس هر کس ما را بخواهد بايد گفتار ما را بگيرد و به کردار ما عمل کند زيرا ما خانداني هستيم که شفاعت از آن ماست. براي ديدار ما در کنار حوض با هم رقابت کنيد، چون ما دشمنان را از آن دور و دوستانمان را از آن سيراب مي سازيم. هر کس از آن آب نوشد هرگز تشنه نشود، و حوض ما پر است و از دو آبريز بهشتي در او ريخته مي شود؛ يکي «تسنيم» و ديگري «معين». در دو طرف اين حوض، زعفران است. کسي را بر ما نمي گزيدند ولي اوست که از بندگانش هر که را بخواهد ويژه رحمتش کند، پس خدا را ستايش مي کنم بدين نعمت ها که مخصوص شما قرار داده و بر حلال زادگي شما، چون ياد ما خانواده، شفاي هر درد، بيماري و وسوسة شک آور است، و البته دوستي ما خشنودي خداست، و هر کسي که راه ما را گيرد، فردا در «حظير القدس» و «فردوس برين» با ماست، و منتظر امر ما همچون کسي است که در راه خدا به خونش غلتد، و هر که فرياد ما را بشنود ولي ما را ياري نکند خدا به رو بر سر دو سوراخ بيني او را در دوزخ سرنگون سازد.

1. استقامت و تقيّه در برابر دشمنان: ما درِ گشايش، چون مبعوث شوند و همه راه ها بر مردم بسته شود، ماييم «باب حطّه» که در اسلام است هر کس در او آيد نجات يابد و هر که از آن دور شود فرو افتد. خدا به ما آغاز کرد و به ما پايان داد و آنچه را بخواهد به ما مي زدايد و به ما پايدار سازد و به ما باران فرود آيد، مبادا فريبنده شما را از خدا فريب دهد، اگر بدانيد درماندن شما ميان دشمنانتان و تحمّل اذيت ها چه اجري داريد چشم شما روشن شود، و اگر مرا نيابيد چيزهايي بينيد که آرزوي مرگ کنيد از ستم و دشمني و خودبيني و سبک شمردن حق خدا و ترس، چون چنين شود همه به رشته خدا بچسبيد و از هم جدا نشويد، و بر شما باد به صبر و نماز و تقيّه.

2. ثبات و دوري از رنگ به رنگ شدن: و بدانيد که خداوند دشمن ميدارد بندگان متلوّن و همه رنگ خود را، پس از حق و ولايت اهل حق دور نشويد چون هر کس ديگري را جاي ما برگزيند نابود است و هر که پيرو آثار ما شود به ما پيوندد، و هر که از غير راه ما رود غرق شود همانا براي دوستان ما فوج هايي از رحمت خداست و براي دشمنان ما فوج هايي از عذاب خدا، راه ما ميانه است، و رشد و صلاح در برنامه ماست، بهشتيان به خانه هاي شيعيان ما چنان نگاه مي کنند که ستاره درخشان را در آسمان مي بينند.

3. پرهيز از دنياگرايي: هر کس از ما پيروي کند گمراه نشود، و هر که منکر ما شود هدايت نگردد، و نجات نيابد آنکه بر زبان ما کمک دهد دشمن ما را و ياري نشود آنکه ما را وابگذارد. پس به طمعِ دنياي پوچ و بي ارزشي که سرانجام از شما دور شود و شما نيز از آن زوال يابيد از ما روي نگردانيد، زيرا هر کس دنيا را بر ما ترجيح دهد افسوس فراوان دارد. خداوند متعال [از زبان اين فرد] مي فرمايد: «اي واي بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و در حقّ خود ظلم و تفريط کردم».(27)

4. شناخت حقّ امامان معصوم(ع): چراغ راه مؤمن شناخت حق ماست، و بدترين کوري نابينايي فضيلت ماست که با ما بي جهت و بدون گناه به دشمني برخاسته فقط به جرم اينکه ما او را به سوي حق و دوستي خوانديم و ديگران او را به سوي فتنه دعوت کردند، آنها را بر ما ترجيح داد. ما را پرچمي است که هر که در ساية آن درآيد، او را جا دهد و هر که بسوي او پيش تازد پيروز است و هر که از آن واماند نابود، و هر که بدان چنگ زند نجات يابد، شماييد آبادگران زمين که (خداوند) شما را در آن جاي داد تا ببيند چه مي کنيد، پس مراقب خدا باشيد در آنچه از شما ديده مي شود، بر شما باد به راه روشن بزرگ تر، در آن برويد که ديگري جاي شما را نگيرد. سپس حضرت اين آية قرآن را تلاوت فرمود: «به سوي آمرزش پروردگارتان بشتابيد و به راه بهشتي که عرضش به قدر پهناي آسمان و زمين است و آن براي اهل ايمان به خدا و پيمبرانش مهيا گرديده».(28)

5. پيشه کردن تقوي: پس بدانيد شما به بهشت نمي رسيد مگر به تقوي، و هر که رها سازد پيروي از آنکه خدا فرمان اطاعت او را داده، برانگيخته شود براي او شيطاني که قرين و مونس او گردد.

6. عدم سازش با ستمکاران: شما را چه باشد که به دنيا تکيه کرديد، و به ستم خشنوديد، و فرو گذاشتيد آنچه را که عزت و سعادت شما و نيروي عليه ستمگران در آنست، نه از خدايتان شرم داريد، و نه به حال خود فکر مي کنيد. شما در هر روز ظلم مي شويد ولي از خواب بيدار نمي گرديد، و سستي شما پايان نپذيرد، آيا نمي بينيد دين شما کهنه مي شود و شما سرگرم دنياييد، خداي بزرگ مي فرمايد: «و شما مؤمنان هرگز نبايد با ظالمان همدست و دوست باشيد و گر نه آتش کيفر آنان در شما هم خواهد گرفت و در آن حال جز خدا هيچ دوستي نخواهيد يافت و هرگز کسي، ياري شما نخواهد کرد».(29)و(30)


فتنه هاي آخرالزّمان و راه هاي رهايي از آن

رواياتي که مخاطبش افراد متوسطي است که در فتنه ها احتمال لغزششان بيش از نجات به نظر مي آيد از اين قرارند:

7. ذکر و يادآوري هميشگي: دانشمند آن کس است که ارزش خويش را بشناسد، در ناداني مرد همين بس که قدر خود را نشناسد و دشمن ترين بندگان نزد خدا همانا بنده اي است که خدا او را به خودش واگذارد، سرگردان و حيران از راه راست باشد و هدفش را نداند چيست و بدون راهنما راه را بپيمايد. اگر به سوي کسب مال دنيا دعوت شود اجابت مي کند اگر به سوي آخرت دعوت شود کاهلي مي کند گويا عملي را که براي دنيا انجام مي دهد بر او واجب است و آنچه براي آخرت انجام مي دهد از او ساقط. اينها در زماني است که در آن زمان کسي سالم نمي ماند جز مؤمني که دائم الذکر است و کم اذيت، که اگر حاضر باشد کسي او را نشناسد و اگر غايب باشد جستجويش نکنند.

8. عدم اشاعة گناه: اينان چراغ هاي هدايت و مشعل هاي فروزان براي شبروان هستند و براي سخن چيني و فساد در گردش نيستند، نادان و سفيه نباشند که گناهان را انتشار دهند و اشاعه فاحشه کنند. خداوند درهاي رحمتش را بروي اينان مي گشايد و از ايشان عذاب سختش را برطرف مي کند. اي مردم همانا روزگاري مي آيد که مردم فقط به اسم اسلام بي نياز باشند و از اسلام خبري نباشد آن چنان که ظرف تنها به آنچه که در آن ريخته مي شود بي نياز باشد.(31)

به اميد آنکه خداوند همة ما را از شرّ فتنه هاي آخرالزمان برهاند و از تمام ابتلائات اين دوره سربلند بيرون آورد. انشاءالله

پي نوشت ها:
1- نهج البلاغه، خطبه 153.
2- جواهر الکلام، ج22، ص73.  
3- تهذيب اللغـة، ج 14، ص 296؛ مقاييس اللغـ[، ج 4، ص 472.
4- النهايـة، ج 3، ص410.
5- عنکبوت، آيه 2.
6- مائده، آيه 49.
7- بقره، آيه 193.
8- حديد، آيه 14.
9- انفال، آيه 73.
10- مائده، آيه 41.
11- نساء، آيه 101.
12- توبه، آيه 47.
13- کتاب عصر ظهور ( علامه کوراني ) 
14- روضه کافي، ص58.
15- السنن الوارده، ص37.
16- تفسير عيْاشي، ج 1، ص 3.
17- بحارالانوار، ج 24، ص 146.
18- بحارالانوار، ج 28، ص 10.
19- الصّراط المستقيم، ج 2، ص 153.
20- امالي طوسي، ج 2، ص 132.
21- فتن ابن حماد، ص123.
22- کنز العمّال، ج 11، ص 189.
23- من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 366.
24- الغيبة نعماني، ص 201.
25- الدرالمنثور، ج2، ص227.
26- کمال الدين، ج2، ص654.
27- زمر، آية 56.
28- حديد، آية 21.
29- هود، آية 113.
30- نهج السعاده، ج3، ص421.
31- إرشاد القلوب إلي الصواب، ج 1، ص 35. 



برچسب: نویسنده: بهنام کاظمی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 22:03

صفحه بندی